وینس گیلیگان از آینده سریال پلوریبوس می‌گوید؛ برنامه چهار فصلی و خداحافظی با بریکینگ بد

وینس گیلیگان از آینده سریال پلوریبوس می‌گوید؛ برنامه چهار فصلی و خداحافظی با بریکینگ بد

  • امتیاز مخاطبان امتیاز داده نشده

سرویس اخبار سینمای جهان

وینس گیلیگان در این مصاحبه از برنامۀ چهار فصلی «پلوریبوس» و دلیل خداحافظی‌اش با «برکینگ بد» صحبت می‌کند.

وینس گیلیگان در دو دهۀ گذشته به‌عنوان یکی از خاص‌ترین داستان‌گویان تلویزیون معرفی شده است؛ نویسنده‌ای که به ابهام اخلاقی، طنز سیاه و ساخت تدریجی تعلیق علاقه دارد. او کارش را با The X-Files شروع کرد، Breaking Bad را خلق کرد، Better Call Saul را به‌صورت مشترک ساخت و به روایت‌هایی با ایده‌های بزرگ شهرت دارد؛ داستان‌هایی که جواب‌های ساده ندارند.

آخرین سریال او ـ Pluribus ـ که از Apple TV پخش شد، شاید جنجالی‌ترین اثرش تا امروز باشد. سریال با بازی «ریا سیهورن» در نقش «کارول استورکا» روایت می‌شود؛ رمان‌نویسی که می‌فهمد یکی از معدود انسان‌هایی است که نسبت‌به یک ویروس بیگانه مصون مانده است. ویروسی که بشریت را به ذهن جمعی آرام، راضی و صلح‌طلب تبدیل کرده. این جمع خودشان را «دیگران» می‌نامند؛ موجودیتی که عشق، نظم و پایان درگیری را وعده می‌دهد و فقط منتظر رضایت کارول است. این‌که این وضعیت بهشت است یا کابوس کاملاً به برداشت بیننده بستگی دارد.

مصاحبه وینس گیلیگان دربارۀ پلوریبوس

در ادامه مصاحبه با وینس گیلیگان را می‌خوانید:

ـ واکنش‌ها به پلوریبوس همونی بوده که انتظارش رو داشتی؟

ـ وینس گیلیگان: بله. در وهله اول مردم ازش لذت بردن و همین برام کافیه. دوست دارم هر کسی هر برداشتی که می‌خواد از سریال داشته باشه. خیلی وقت پیش فهمیدم اشتباهه که بیش از حد به «تم» فکر کنی یا بخوای پیام اخلاقی خاصی رو به‌زور به مخاطب تحمیل کنی. بهترین حالت اینه که مخاطب خودش به من بگه این سریال درباره چیه.

ـ و بعد بهشون می‌گی درست فهمیدن یا نه؟

ـ وینس گیلیگان: به‌ندرت. اوایل کارم ـ مثلاً زمان Breaking Bad ـ پادکست داشتیم و من عادت کرده بودم بگم: «به‌نظر من معنی این صحنه اینه…». الان ازش پشیمونم. چون داشتم خودم رو از لحظه‌های آموزنده محروم می‌کردم. وقتی در حال ساخت سریالی اون‌قدر درگیر جزئیاتی که نمی‌تونی تصویر کلی رو ببینی. گفتن این‌که معنای نهایی اینه در واقع چیزی از خودت و مخاطب می‌دزدی.

ـ تقریباً همۀ انسان‌ها با یک توالی RNA به ذهن جمعی تبدیل می‌شن. آیا چیزی درون خود ما وجود داشته که باعث پذیرشش شده؟

ـ وینس گیلیگان: یکی از شخصیت‌ها می‌گه چه کسی می‌دونه این از کی اینجا بوده. تو ذهن من این سیگنال شاید از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته و ما تازه بهش رسیدیم. دوست دارم مخاطب خودش تصمیم بگیره. ولی اگر بخوام زمان‌بندی بدم به‌نظرم خیلی خیلی قدیمیه.

ـ بعضی‌ها این وضعیت رو عشق فراگیر توصیف می‌کنن.

ـ وینس گیلیگان: من بیشتر بهش مثل یه چسب روانی نگاه می‌کنم؛ چیزی که همه رو به هم وصل می‌کنه. اگر همۀ آدم‌ها ناگهان تله‌پاتیک به هم وصل می‌شدن دنیا احتمالاً نیم ساعت هم دوام نمی‌آورد! پس باید مؤلفه‌ای از آرامش و رضایت هم وجود داشته باشه. این‌که آیا عشق اضافه می‌کنه یا فقط تمرکز روی خوبی‌ها رو ممکن می‌کنه؟ نمی‌دونم. ترجیح می‌دم مخاطب تصمیم بگیره.

ـ انتقال ویروس از طریق بوسه اتفاق می‌افته؛ انتخاب عجیبیه.

ـ وینس گیلیگان: دقیقاً! به گزینه‌های دیگه هم فکر کردیم ولی بوسه سینمایی‌تر از مثلاً مالیدن آرنج بود!

ـ خشم کارول چرا این‌قدر مخربه؟

ـ وینس گیلیگان: در سریال گفته می‌شه احساسات منفی برای ذهن جمعی سخته. کارول عصبانی‌ترین «قدیمی‌ها»ست (کسانی که مصون موندن). خشمش اون‌ها رو به‌هم می‌ریزه و همین بهش قدرت می‌ده. اگر قرار بود یه نفر مقابل هفت میلیارد نفر بایسته، باید ابزارهایی داشته باشه.

ریا سیهورن در پلوریبوس

ـ خیلی‌ها سریال رو به AI ربط می‌دن.

ـ وینس گیلیگان: این ایده رو حدود ده سال پیش نوشتم، قبل از ChatGPT. راستش من طرفدار چیزی که الان بهش می‌گن AI نیستم. به‌نظرم بیشتر یه حقه نمایشی‌ست تا هوش واقعی. اما بله، شباهت‌هایی وجود داره.

ـ بعضی‌ها هم می‌گن دربارۀ کروناست.

ـ وینس گیلیگان: کرونا بعد از شکل‌گیری داستان اتفاق افتاد. حتی یادمه نگران شدم مردم فکر کنن این سریال دربارۀ پاندمیه و اصلاً دلشون نخواد ببیننش.

ـ روایت‌های آهسته امضای کارتونه.

ـ وینس گیلیگان: من عاشق نمایشگری‌ام. این‌که اول چیزی رو نشون بدی که مخاطب نفهمه و بعد کم‌کم براش روشن بشه. در دنیای ویدیوهای یک‌دقیقه‌ای روایت آهسته مثل غذای خونگیه در مقابل فست‌فوده.

ـ گفته شده ممکنه سریال چهار فصل داشته باشه.

ـ وینس گیلیگان: با احتیاط بگم، ولی بله. حدود ۴۰ قسمت عدد خوبیه. البته ساخت این سریال بزرگ‌تر و زمان‌برتر از هر کاریه که قبلاً کردم.

سریال علمی تخیلی پلوریبوس به کارگردانی وینس گیلیگان

ـ احتمالاً هر روز از شما می‌پرسن آیا برای همیشه با دنیای Breaking Bad خداحافظی کرده‌اید. اجازه بدهید من هم این سؤال را بپرسم.

ـ وینس گیلیگان: خب، هیچ‌وقت نگو هرگز. اما واقعاً می‌ترسم اگر بیش از حد به ساخت داستان‌های مرتبط با Breaking Bad و Better Call Saul ادامه بدم. ترجیح می‌دم مردم بگن «ای کاش ادامه می‌دادی» تا این‌که به جایی برسن که بگن «یه زمانی دوستش داشتم، ولی دارن کِشِش می‌دن». این برای من نوعی مرگه؛ واقعاً عذاب‌آوره. از طرف دیگه با Pluribus دلم می‌خواست چیز تازه‌ای رو امتحان کنم. من ژانر علمی‌ ـ تخیلی رو دوست دارم و فکر کردم بازگشت به این ژانر می‌تونه جذاب باشه. اما مهم‌تر از اون می‌خواستم داستان کسی رو تعریف کنم که تلاش می‌کنه قهرمان باشه. در Breaking Bad و Better Call Saul شخصیت‌های مرکزی قهرمان نیستن؛ آدم‌های خودمحوری‌ان که دنیا رو بدتر از قبل ترک می‌کنن. من آمادۀ یه تغییر بودم، آماده بودم داستان کسی رو بگم که دست‌کم سعی می‌کنه کار درست رو انجام بده. امتحان کردن چیز جدید برام مهم بود و احساس کردم ارزش ریسک رو داره و جواب داده. واقعاً نمی‌تونم بگم واکنش‌ها چقدر دلگرم‌کننده بوده؛ گاهی حس می‌کنم دارم خواب می‌بینم.

ـ والتر وایت به بخشی از بحث فرهنگی بزرگ‌تری دربارۀ «مردان بد» و ضدقهرمان‌ها تبدیل شد. فکر می‌کنی چنین شخصیتی در سال ۲۰۲۵ هنوز هم جواب می‌ده؟

ـ وینس گیلیگان: فکر می‌کنم این چیزها چرخه‌ای هستن. هنوز هم فیلم‌ها و سریال‌های زیادی دربارۀ ضدقهرمان‌ها یا حتی شخصیت‌های کاملاً شرور ساخته می‌شه. اما من هیچ‌وقت دوست ندارم انگشت اشاره‌ام را بالا ببرم و بگم «ما به قهرمان‌های بیشتری نیاز داریم». نویسنده‌ها باید چیزی رو بنویسن که شب ساعت سه بیدارشون نگه می‌دارد؛ داستانی که هیجان‌زده‌شون می‌کنه، چه دربارۀ یه آدم بد باشه و چه دربارۀ یه آدم خوب. برای من شخصاً زمان تغییر فرا رسیده بود؛ همین.

ـ سؤال آخر: اگر مثل کارول در Pluribus نسبت‌به ویروس ایمن بودی و می‌دیدی بقیه بشریت چه سرنوشتی پیدا کرده واکنشت چه بود؟

ـ وینس گیلیگان: مثل کارول، احتمالاً حسابی وحشت‌زده می‌شدم. اگ بخوام بین کارول استورکا و شخصیت فرصت‌طلب کومبا دایباته — با بازی فوق‌العاده سامبا شوته — یکی رو انتخاب کنم، فکر می‌کنم واکنشم خیلی بیشتر به کارول شبیه بود. کومبا داره بهترین زندگی‌اش رو می‌کنه؛ سوار ایر فورس وان می‌شه، دوروبرش پر از آدم‌های جذابه و از موقعیت لذت می‌بره. اما کارول وحشت‌زده است، زیاد می‌نوشه، عصبانیه، تلخه. صادقانه بگم، احتمالاً من هم بیشتر به او شبیه می‌شدم. شاید حتی جرئت نمی‌کردم از خونه بیرون بیام. می‌خوای با این وضعیت خوش بگذرونی، اما یه فکر مدام تو سرت می‌چرخه: بالاخره ولادیمیر پوتین هم جزئی از همین ذهن جمعی است، نه؟ و من نمی‌تونستم این فکر رو از سرم بیرون کنم.

 

نظری داری؟ بنویس برامون

در فرام سینما بخوانید...

به وینس گیلیگان از آینده سریال پلوریبوس می‌گوید؛ برنامه چهار فصلی و خداحافظی با بریکینگ بد امتیاز دهید.
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 StarsLoading...