دیالوگ خوب نوشتن فقط طبیعینویسی نیست؛ دیالوگ باید خواندنی، خوشریتم، اثرگذار و ماندگار باشد. این رویکرد راز شخصی تارانتینو است: بازنویسی صحنههای محبوب از روی تخیل و تکمیل خلاقانۀ بخشهای نوشتهنشدۀ متن تا جایی که هر شخصیت صدای خاص خودش را داشته باشد.
دوست دارید بدانید ترفند تارانتینو برای دیالوگنویسی چیست؟
کوئنتین تارانتینو دربارۀ شروع مسیر نوشتن میگوید:
از بازیگری آموختم که دیالوگ روی زبان و در اجرا معنا پیدا میکند. من وقتی به فیلمنامۀ صحنهها دسترسی نداشتم فیلم را میدیدم، صحنه را از حفظ مینوشتم و هر جا چیزی یادم نمیماند با تخیلم متن را کامل میکردم.
همین ترفند ساده اما مداوم کوئنتین تبدیل شد به موتور ساخت ریتم، مکثها و زیرمتن که در نهایت صدای متمایز و قابلتشخیص تارانتینویی خلق شد. او تأکید میکند:
اگر کلاس بازیگری در دسترستان نبود، با دوستان خود دورخوانی ساده و دوستانهای از متنتان انجام دهید که شبیهسازی مؤثری از صحنه است. گوش دادن فعال به موسیقی کلمات و واکنش شنوندگان خیلی سریع نشان میدهد کجا باید ضرباهنگ را تغییر داد، کدام جمله زیاد یا توضیحی است و کجا باید تنشِ پنهان را دیرتر آزاد کرد تا کشش گفتوگو بالاتر برود.
تارانتینو همچنین معتقد است دیدن و خواندن آثار درجهیک بهمرور گوش شما را برای تشخص دیالوگ درست از غلط تربیت میکند. این همان فرایند نامحسوسی است که کمک میکند دیالوگها دقیق و هدفمند باشند؛ نه صرفاً برای پر کردن سکوت، بلکه برای پیشبرد روایت و ساخت شخصیت. به بیان ساده، دیالوگ قرار نیست فقط مثل حرفِ واقعی باشد؛ دیالوگ باید «اثر» بگذارد.
سه تمرین سریع برای دیالوگنویسی
1) یک سکانس محبوب را ببین، فردا بدون رجوع به متن بازنویسی کن و جاهای خالی را خلاقانه پُر کن. سپس نسخۀ اصلی فیلمنامه را پیدا و تفاوتها را تحلیل کن.
2) فیلمنامه را با دو سه نفر از دوستانت بلند بخوان. هر جا گوش آنها احساس خستگی کرد یا تنشی ایجاد شد آنجا را علامت بزن و بازنویسی کن.
3) هر دیالوگ باید هدفی داشته باشد: افشای اطلاعات، پیشبرد کشمکش یا لایهسازی شخصیت. اگر دیالوگی هیچکدام را انجام نمیدهد، حذف یا ادغام کن.
دیدگاهی ثبت نشده!!!