لورن لفرانک در مصاحبهای دربارۀ سریال The Penguin میگوید: «پنگوئن [اسپینآف بتمن] که از «اچبیاو مکس» پخش شد بیش از ۲۰ نامزدی در جشنواره «امی» داشت که در نوع خود موفقیت چشمگیری است.» در ادامه، مشروح گفتوگو با تهیهکنند و نویسندۀ سریال پنگوئن را میخوانید.
داستان سریال پنگوئن ـ که پس از رویدادهای فیلم «بتمن» (ساخته مت ریوز) روایت میشود ـ ماجراجوییهای تبهکارانه «اسوالد از کاب» (با بازی کالین فارل) و نبرد این شخصیت با سوفیا فالکون (با بازی کریستین میلیوتی) را دنبال میکند. نبردی برای بهدست گرفتن قدرت در شبکه جنایتکاران شهر گاتهام که بار دیگر در سریال پنگوئن [اسپینآف بتمن] بهتصویر کشیده شده است. در ادامه گفتوگو با تهیهکننده سریال پنگوئن را میخوانید.
میدانستیم پنگوئن سریال خاصی است
راز موفقیت این مجموعه در شکستن کلیشهها و زیر سؤال بردن انتظارات مخاطبان نهفته است. لورین لفرانک، خالق و تهیه کننده سریال پنگوئن اسپینآف بتمن در گفتوگو با ددلاینمیگوید: «ساخت این سریال از بسیاری جهات دشوار بود؛ چراکه هدف ما خلق اثری متفاوت از انتظار مردم بود. دربارۀ چشمانداز و لحن سریال نیز گفتوگوهای بسیاری با بازیگران و عوامل پشتصحنه داشتم. با این حال سریال پنگوئن اسپینآف بتمن تجربه شگفتانگیزی بود و همه با اشتیاق میخواستند کار را به نحو احسنت انجام دهند. فضای ویژه کار، خبر از خلق اثری میداد که فراتر از تصوری بود که مردم نسبت به شهر «گاتهام» داشتند.
اگر سریال پنگوئن را دیدهاید، خواندن نقد سریال پنگوئن (نقد هنری و روانشناسانه) را به شما پیشنهاد میدهیم.
ریسک سازندگان پنگوئن نتیجه داد
ریسک تیم سازنده سریال پنگوئن [اسپینآف بتمن] نتیجهای درخشان داشت. طبق گفتوگو با تهیهکننده، این سریال توانست موفق به کسب بیش از 20 عنوان نامزدی در جوایز «امی» شود. بهترین مینیسریال یا آنتولوژی، بهترین بازیگر زن در مینیسریال یا آنتولوژی برای کریستین میلیوتی، بهترین بازیگر مرد در مینیسریال یا فیلم تلویزیونی برای کالین فارل و بهترین فیلمنامه مینیسریال یا فیلم تلویزیونی از جمله مواردی هستند که پنگوئن موفق به کسب این عناوین شد.
فرانک ضمن تشکر از استقبال مخاطبان توضیح میدهد: «افتخار بزرگی است، چون همکارانمان ما را بهرسمیت شناختند. اگرچه دلیل اصلی ما برای سریال شناخته شدن نبود، زمان ساخت این پروژه واقعاً لذتبخش بود که چنین اثر تاریک و پیچیدهای خلق کنیم.»
لفرانک در ادامۀ این مصاحبه با ابراز علاقه نسبتبه اتاق نویسندگان و شکلگیری ایدهها میگوید: «هنوز به روزهایی فکر میکنم که تنهایی شروع و مسیر عاطفی شخصیتها را طراحی کردم و بعد نویسندگان فوقالعادهای به تیم اضافه شدند و در هر مرحله با بازیگران و عوامل بااستعداد کار کردیم. خیلی خوشحالم که تا این اندازه مورد توجه قرار گرفتیم. افتخار بزرگی است، هرچند هدف اصلی ما نبود. ساختن سریالی اینقدر تاریک و پیچیده برایم لذتبخش بود.»
لفرانک با اشاره به مواردی که در طول پروژه غیرقابلمذاکره بود ادامه میدهد: «پیش از آغاز سریال، نهتنها شخصیتها که حتی پیشینه نقشها را نیز بهطور دقیق در اتاق نویسندگان طراحی کردم. برایم مهم بود همه قوسهای عاطفی مشخص باشند؛ میدانستم سریال با رقص بهپایان میرسد و ویکتور به شکل صمیمی و هولناکی بهقتل خواهد رسید. شخصیت شناسی کارکترها در درام جنایی و مطالعه شخصیت از جمله خط قرمزهای من بودند. هر کاراکتر باید زنده و واقعی حس میشد.»
لفرانک درباره هضم مرگ ویکتور میخندد و میگوید: «از ابتدا میدانستم ویکتور به کام مرگ کشیده میشود اما هدفم فقط شوکه کردن نبود؛ بلکه میخواستم شخصیتی با ملیت لاتین و به دور از کلیشه خلق کنم. ویکتور قلب تپنده سریال بود و مهم بود مرگ معناداری داشته باشد. میخواستم تماشاگران طعم خیانت را بچشند؛ چون شخصیت قاتل مجبور به کشتن ویکتور نبود. از همین رو نوشتن این صحنه نهتنها برای من دردناک بود که حتی عوامل سر صحنه نیز غمگین شدند.»
لفرانک دربارۀ شکلگیری ایده حضور فالکون با ماسک گاز میگوید: «این صحنهٔ ماندگار یک همکاری بزرگ بود. کریستین میلیوتی بهعنوان کارگردان اپیزود، طراح لباس و دیگران با هم کار کردند تا تضاد میان ماسک گاز و نشان دادن زخمها برجسته شود. صحنه باید شاعرانه و زیبا میشد. حتی با محدودیت بودجه تصمیم گرفتیم ورود فالکون را با نمایش پاهایش ساده و هنریتر کنیم. کریستین هم ایده شادی و سبکی در راه رفتن را اضافه کرد. در نهایت، موسیقی «So Long My Love» از سارا وان به عنوان موسیقی متن پخش شد و همهچیز بهبهترینشکلممکن کنار هم نشست.»
لفرانک درباره سختترین بخش تولید میگوید: «با توجه به اینکه میخواستیم متفاوت از نظرات عمل کنیم؛ روند سریال چالشبرانگیز شد. با این حال انرژی مثبت تیم همهچیز را منحصربهفرد کرد. خیلی موارد از جمله انتخاب بازیگر خردسال برای نقش جوان یا لهجه فرانسیس کاب میتوانست به شکست منجر شود. در حالی که خوشبختانه بازیگرانی مثل رایدر آلن و دیر دری اوکانل بهقدری تسلط بر نقش داشتند که همهچیز بهدرستی پیش رفت. از همان ابتدا انرژی کالین فارل و دیگران بینظیر بود. حضور میلیوتی در نقش سوفیا فالکون هم تجربهای هیجانانگیز رقم زد.»
سریال Hello Tomorrow یکی از کماقبالترین سریالهای علمیتخیلی اپلتیوی است؛ اثری با جهانسازی رتروفوتوریسم (بازگشت به آینده) بازی درخشان بیلی کروداپ و نقدی دربارۀ رؤیای آمریکایی. در این مطلب بررسی میکنیم چرا سریال علمیتخیلی Hello Tomorrow دیده نشد؟
در یک شب ناگهان همهچیز در این سیاره تغییر میکند. این بار دشمن بهواسطۀ ویروس شادی کمر به نابودی بشریت بسته است. در این میان تنها 13 نفر همچنان من باقی ماندند!
«خداحافظ، جون» اولین فیلم کیت وینسلت در مقام کارگردان است؛ درامی خانوادگی درباره رویارویی چند خواهر و برادر با بیماری مادرشان با هنرنمایی هلن میرن و تونی کولت.
نقد سریال خاندان گینس نشان میدهد این درام خانوادگی تاریخی با امضای «استیون نایت» ترکیبی از روایت جذاب، بازیهای قوی و فضاسازی دقیق است، اما گاهی ریتم نامتعادل و محافظهکاری در روایت مانع شکوفایی کامل پتانسیل آن میشود.
دیدگاهی ثبت نشده!!!